هر چه آمد به سرت من سر نی بودم و دیدم
آن چه را زخم زبان با جگرت کرد شنیدم
تو کتک خوردی و من بر سر نی آه کشیدم
این بلایی است که روز ازل از دوست خریدم
یا رقیه
وقتی میان خون و آتش، صدای گریه ات، دل سنگ را میلرزاند و پاهای تاول زده ات، سختیها را گلایه میکرد،
همه چشمها کور بودند و دلها سنگینتر از آن بود که بار سنگین دلت را سبکتر کند…
رقیه جان
بالهای سوخته را طاقت سنگ نیست.
لبهای تشنه ات را خاک پاشیدند و چشمان به اشک نشسته ات را آشنای تازیانه ها کردند.
فریاد جگر خراشت را در خشت خشت خرابههای شام مویه میکنم و وسعت رنجت را با کوه ها در میان میگذارم.
غبار اندوهت را هیچ بارانی نمیتواند شست.
پنجم صفر، سالروز شهادت جانسوز حضرت رقیه(سلام الله علیها) تسلیت و تعزیت باد
ما را در فضای مجازی دنبال کنید:
📱 t.me/shahrdari_izadshahr
💬 chat.whatsapp.com/JD1T645Grct6a0SPikIEFS
📸 instagram.com/shahrdari_izadshahr
🆔 eitaa.com/khabar_izadshar
🌐 izadshahr.ir
✅ روابط عمومی شهرداری و شورای اسلامی شهر ایزدشهر